| |
جاذبه |
|
|
تا ریشه در زمین داشته باشیجاذبه به حالت تعلیق باقی می ماند
|
|
|
سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 |
|
| |
| |
راز |
|
|
راز است دیگر
سالیان سال در سینه ات می ماند
بازیگوشی می کند
بالا و پایین می پرد
وارونه می شود زار می شود
و زارت می کند
سرفه کنی خفه ات میکند
گریه کنی اشکت را می خشکاند
فریاد بزنی لالت میکند
کسی نمی بیند
کسی باور نمیکند
تا تو بیایی
و تو هنوز نیامده ای
و من هنوز با سینه زخمی ام تنهایم
راز است دیگر ...
|
|
|
سه شنبه سوم شهریور 1388 |
|
| |
| |
خسته نیستم |
|
|
" خسته نیستم "
نه به این معنیست که خوبم
بس که خسته ام
طاقت خسته شدن را هم ندارم !!!
....
خسته نیستم !!! |
|
|
جمعه دوم مرداد 1388 |
|
| |
| |
تولد |
|
|
وقتی کودک بودم
تو را ندیده بودم
و بزرگ شدم
وقتی بزرگ شدم
تو را دیدم
و کودک شدم
می دانم برای تولد
باید به بطن فراق
لگد زنم و
بیرون بیایم |
|
|
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 |
|
| |
| |
صادقانه |
|
|
فریبم بده .
تا جدایی فریبم بده .
این خواهش چشمان خیس من است .
اشک هایم به پایت می افتند
که فریبم دهی
تا از آتشم رها شوی .
که فریبم دهی
تا آسان دل بکنم .
به هوای بارانی چشمانم قسمت میدهم
که فریبم دهی .
فریبم بده که این دروغ
عین صداقت است . |
|
|
چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 |
|
| |
| |
... غصه ش که میشه |
|
|
غصه ش که میشه
یه لیوان قهوه درست میکنه غلیظ
می گه : سرم شلوغه باید بیدار بمونم
قهوه رو که میخوره
با چشمای باز
خواب می برتش
|
|
|
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 |
|
| |
| |
نشانه |
|
|
تمام زمین را گشتم
به دنبال رد پایی از تو
غافل از این که تو
در آسمانها سیر میکنی |
|
|
یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 |
|
| |
| |
کلمات بی جان |
|
|
واژه هایم نرفته برمیگشتند
با تابلوی ورود ممنوعشان ور رفتم
تا شاید راه یابند
هر چه کردم نشد
دو دستم را مشت کردم و در را کوبیدم
کسی در را باز کرد
_ چرا اجازه ورود به کلماتم را نمی دهی ؟
به سر و وضع کلماتم اشاره کرد و در را بست و رفت
تمام واژه ها را به دقت نگاه کردم
راست میگفت
آنقدر با آنها بازی کرده بودم که خسته و بی جان شده بودند |
|
|
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 |
|
| |
| |
جاودانگی |
|
|
مانند کودکی که دستش را به دست مادر می دهد
طراوت و تازگیم را به بهار می سپارم تا گم نشود |
|
|
یکشنبه نهم فروردین 1388 |
|
| |
| |
دنیای من |
|
|
نگرانم .
خبرش تو روزنامه ها پیچیده :
دنیا همان انرژی است .
به کی دل باختی که اسمتو عوض کردی . |
|
|
سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 |
|
| |
| |
من به آسمان مدیونم |
|
|
من به آسمان مدیونم
وقتی حرفهای دوری و کینه در گوشم می دویدند
گوشم را به آسمان سپردم
آسمان تاب نیاورد و غرید
و من کر شدم
من به آسمان مدیونم |
|
|
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 |
|
| |
| |
دروغ |
|
|
موضوعی تمام فکرش را به خودش مشغول می کند . فیلم را نگاه می کند و چیزی نمی فهمد
ـ میشود یا نمیشود ؟
برمی خیزد و به اتاقش میرود دیوان حافظ را برمی دارد :
قول میدهم که از همین الان ..... . قول میدهم . میشود یا نمیشود؟
صفحه ای را باز میکند
لبخند میزند . چشمهایش را می بندد و نفس عمیقی میکشد
از اتاق بیرون می آید . جلوی تلویزیون مینشیند . حالا فیلم را بهتر میفهمد |
|
|
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 |
|
| |
| |
عطر بهار |
|
|
دنیای وارونه من گاهی چه مهربان می شود !
بهار می آید اما تو نیستی
اما بهار است
نمیگذارد نباشی! |
|
|
یکشنبه یازدهم اسفند 1387 |
|
| |
| |
چند قدم مانده به رهایی |
|
|
رها میکنم
هم تو را هم خود را
چه اهمیتی دارد وصل یا فصل
مهم اینست که تو را بدست خواهم آورد
********************************
عشق تنها پیله ای است که هرچقدر بیشتر به دور خود بپیچی رهاتر و پروانه تر می شوی
|
|
|
جمعه نهم اسفند 1387 |
|
| |
| |
سالهای دور از خود |
|
|
صندلی اش را کنار تک درخت عریان حیاط گذاشت . رویش نشست . عینکش را به چشم زد . صفحه ای از کتاب را باز کرد و با صدایی آرام شروع کرد به خواندن . زنگ خانه به صدا در آمد . سکوت کرد . پس از سالها نگاهش به در خیره شد |
|
|
جمعه نهم اسفند 1387 |
|
| |